طراحی سایت

هم‌اکنون تماس بگیرید

تهران، شهرک اکباتان، فاز ۲، بین ورودی ۲ و ۳

تلفن: ۴۴۶۴۸۶۴۳ - ۰۲۱
۴۴۶۹۱۶۸۸ - ۰۲۱

ایمیل: info@mehreman.com

X

اخبار و مقالات و داستان و دل نوشته‌ها در مجله مهر من

آرشیو بر اساس گروه: دل نوشتهبازگشت
RSS
مهر 1398
اولین روز یادگیریت در مدرسه مبارک باد

اولین روز یادگیریت در مدرسه مبارک باد

دختر کوچولوی عزیزم، پسرک قشنگمامروز برایت،سبدسبد آرزوهای قشنگ از آسمان خدا می چینم و بر سر راهت می ریزم،تا قدمهای کوچکت را برآنها بگذاری.وقلبم را سفره ای می کنم بر سنگفرش خیابانها و کوچه ها ،تا از آنها بگذری،و به اولین دروازه از آرزوهایت برسی.عزیزکم!امروز یکی از هزاران آرزویم...
[+] ادامه مطلب
معرفی برنامه های پاییزه مهرمن

معرفی برنامه های پاییزه مهرمن

❤پاییز مهرمنی❤پاییز= پ+الف+ی+ی+زپ:پرورش هوش هیجانیالف: آموزش بازیی: یادگیری ندانسته های: یادآوری دانسته هاز: زندگی در لحظه حال به سبک کودکی
[+] ادامه مطلب
اول مهر برای هرکسی یه معنی داره

اول مهر برای هرکسی یه معنی داره

اول مهر برای هرکسی یه معنی داره ....برای کسایی که سالهاست مدرسه رو تجربه کردن و با حال و هوای اول مهر آشنا هستند، کاری نداریم!!برای معلم هایی که با وجود سالهای سال تجربه، بازم اول مهر که میشه ضربان قلبشون تند میشه هم کاری نداریم!!برای باباهای مدرسه که بعد سه ماه تعطیلی که منتظرن&nbs...
[+] ادامه مطلب
شهریور 1398
« عشق❤»

« عشق❤»

❤مهرمن، مهر من است به تو و مهر توست به من❤ دل مان گرم تر میشود با مهر مهربانانی که هر از چندگاهی با « عشق❤» غافلگیر مان میکنند... بیش از پیش با گوش جان شنوای تک تک دلمشغولی های مادرانه تان هستیم...
[+] ادامه مطلب
فرصت کمی داریم.

فرصت کمی داریم.

فرصت کمی داریم.. بیایید از « پدر❤ ، مادر ❤» بودن مون،«لذت» ببریم!!! فقط به اندازه بزرگ شدن بچه هامون زمان داریم تا در لحظه به لحظه کودکی کودکمان حضور داشته باشیم..❤❤❤
[+] ادامه مطلب
اردیبهشت 1398
گفتن قصه توسط بچه ها درباره عصبانیت

گفتن قصه توسط بچه ها درباره عصبانیت

 گفتن قصه توسط بچه ها درباره عصبانیت سارا: یه روز یه آدم عصبانی بود پون با زنش دعواش شده بود. دخترش هی میومد می پرید وسط حرفاشون.عصبانیشون می کرد.در ومادر با عصبانیت گفتن : نپر وسط حرفامون. دختره هم گریه کرد و رفت تو اتاقش.بعد گشنش شد اومد بیرون شام خورد و خوابید وقتی صبح شد د...
[+] ادامه مطلب
احساس بچه ها درباره اینکه اگر یک خواهر یا یک برادر کوچکتر داشته باشند:

احساس بچه ها درباره اینکه اگر یک خواهر یا یک برادر کوچکتر داشته باشند:

احساس بچه ها درباره اینکه اگر یک خواهر یا یک برادر کوچکتر داشته باشند:بهراد:اگه یه خواهر کوچولو داشتم احساس خیلی خوبی داشتم چون بهش شیر می دادم.مهدی: دوست داشتم یه داداش کوچولو داشتم هی دعواش می کردم؛ ناخناشو کوتاه می کردم و بهش شیر می دادم.ماهان: دوست داشتم یه خواهر کوچولو داشته باشم و پوشکشو عوض می کردم.فربد:دوست داشتم یه خواهر کوچولو داشتم؛ می بردمش جیش کنه و بهش شیر می دادم. 
[+] ادامه مطلب
غم یعنی چه؟

غم یعنی چه؟

 غم یعنی چه؟* : وقتی یه بچه ای گلدون مامانش رو شکست مامانش عصبانی شد بچه هم غمگین شد.۞: یه روزی می خواستم برم یوپارک مامانم نذاشت من غمگین شدم.؟: من یه روز به مامانم گفتم منو می بری سرزمین عجایب؟ اما منو نبرد و من غمگین شدم.!: بابام خودش قول داد منو ببره شهر بازی اما نبرد من غمگین ش...
[+] ادامه مطلب
آذر 1397
مهر 1397

آداب ورود به حریم کودکی

آداب ورود  به حریم کودکیبرای ورود به هر فضای مقدسی باید آداب ورود از در انجا را به درستی به جا آورد.آیا مقدس تر از دنیای کودکی سراغ داریم؟در ورود به دنیای کودکان کدام است؟برای هر کس که به هر نحوی به "واژه کودک" مرتبط است، راهی نیست جزء آن که در ورودی را بشناسد و آداب ورود ب...
[+] ادامه مطلب
صفحه 1 از 2 ابتداقبلی [1]

دسته‌بندی مطالب


برچسب‌ها


آرشیو مجله